تبليغاتX
راه ما

راه ما

راهی برای قدم در راه رهبری

در جمع دانشجويان استان سمنان

پروردگارا! اين دلهاى جوان و روحهاى با نشاط را مشمول نظر رحمت و تفضل‏آميز خودت قرار بده. پروردگارا! آنچه شنيديم و گفتيم، براى خودت، در راه خودت و مورد قبول و رضاى خودت قرار بده. پروردگارا! ما را به آنچه معتقديم و به آنچه مى‏گوييم، عامل بگردان؛ عمل ما را با معرفت و معرفت ما را با عمل همراه كن. پروردگارا! روز به روز دلهاى اين جوانهاى مؤمن و عزيز ما را با نور محبت و معرفت و لطف و فضل خودت نورانى‏تر كن. پروردگارا! اين جوانها را در همين زندگى خودشان به هدف و آرزوى بزرگ زيارت ولى عصر(ارواحنا فداه) برسان.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:57  توسط سید صالح  | 

وظيفه در مورد تحول.

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

 مسئولان كشور هم البته آگاه و متوجه باشند. منتها توجه داشته باشيد كه اگر شما هم دنبال اين كارها هستيد، بايد مديريت كنيد. همان شاخصها را مراقبت كنيد. مثل ميدان مين است؛ دو طرف، ميدان مين است. از آن خط سالم و صحيح حركت كنيد.

  • به موضوع تحول رجوع كنيد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:56  توسط سید صالح  | 

متصديان تحول

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

شما جوانها و آنهايى كه آمادگى داريد، وارد اين ميدان شويد. منتها منتظر من و امثال من نمانيد. ماها حداقل پنجاه سال اختلاف سنى با شما داريم؛ شما جوانيد؛ مركز نيرو و نشاط هستيد؛ كار مالِ شماست؛ همچنان كه آينده مال شماست. بنابراين منتظر نمانيد، خودتان اقدام كنيد؛.

  • به موضوع تحول رجوع كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:55  توسط سید صالح  | 

متصديان تحول

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

 كسى هم كه متصدى اين كارهاست، عبارتند از مجموعه‏ى نخبگانِ دانشگاه و حوزه. اساتيدتان اقدام كنند

  • به موضوع تحول رجوع كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:54  توسط سید صالح  | 

اصلاحات درست

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

حرف ما اين است: يك؛ با تحول نبايد سينه به سينه شد. دو؛ از تحول بايد استقبال كرد. سه؛ نه فقط با تحول نبايد دشمنى كرد، كه بايد از آن استقبال كرد. چهار؛ تحول را بايد مديريت كرد؛ در تحول، دگرگونىِ به سمت پيشرفت و تعالى را بايد در نظر گرفت. تحولى كه موجب پسرفت بشود، تحول بدى است. پنج؛ تحول را با آنارشيسم و ساختارشكنى و هرج و مرج نبايد اشتباه گرفت. و بالاخره پايه‏ى تحول را بايستى غير از آن چيزى كه امروز معيارهاى پيشرفت در دنيا محسوب مى‏شود - كه اغلبش را شمرديم - دانست؛ و معيارهاى ويژه‏ى جمهورى اسلامى و حرف نوِ اسلام در زمينه‏هاى اخلاق، معنويت، معرفت الهى، انسان دوستى و ارتباطات و عواطف بشرى را در نظر گرفت و اينها را هم بايستى جزو معيارهاى پيشرفت دانست

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:54  توسط سید صالح  | 

راه خروج از چالش هاي سياسي

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

راه مقابله با اين بى‏تحملى چيست؟ اين، تحقيق نظرى مى‏خواهد؛ به قول شماها كار تئوريك بكنيد و بعد هم اين را عملياتى كنيد. اين مى‏شود پيشرفت. بخشى از پيشرفت اينهاست و از اين قبيل است.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:53  توسط سید صالح  | 

معاندان نظام

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

امروز يك عده عميقاً با نظام جمهورى اسلامى مخالفند؛ حالا با زبانها و شعارهاى گوناگون و تحت پرچمهاى مختلف با اصل نظام مخالفند. مخالفت هم نه به خاطر اينكه يك جايگزين بهترى براى آن دارند. با همان شعارهايى كه جمهورى اسلامى به خاطر مبارزه با آنها به وجود آمد، مى‏خواهند با جمهورى اسلامى مخالفت كنند. جمهورى اسلامى براساس نفى سلطه‏ى غرب و امريكا سركار آمد؛ اما اينها طرفدار سلطه‏ى غربند. جمهورى اسلامى براى گسترش دين و معنويت و مفاهيم اسلامى سركار آمد؛ در حالى كه اينها اصلاً مخالف گسترش اين مفاهيمند. جمهورى اسلامى شعار خودش را وحدت دين و سياست قرارداد؛ در حالى كه اينها اصلا دشمنِ وحدت دين و سياستند. بعضيها اين‏طورى‏اند؛ حالا كمند، زيادند، چه كسانى‏اند و چه هستند، اينها را كار نداريم

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:52  توسط سید صالح  | 

سياست بازي

 

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

من اين را به شما بگويم - با تجربه‏اى كه بنده از اول انقلاب تا حالا دارم - كه غالبِ دسته‏بنديهاى سياسىِ كشور ما از اين قبيل بود كه متأسفانه بعد به دسته‏بنديهاى عميق‏تر هم منتهى شد. در آن سالهاى رياست جمهورىِ بنده، دو گروه در كشور بودند: چپ و راست. يك عده‏اى مى‏گفتند چپ، يك عده مى‏گفتند راست. بنده يك بحث تحليلىِ مفصلى كردم - سالهاى 62، 63 بود؛ حالا دقيقاً يادم نيست - و ثابت كردم كه اين اختلافات مثل اختلافات قبائل قديمى عرب است. يك قبيله با يك قبيله‏ى ديگر بد بود؛ منشأش نه يك مبناى اقتصادى بود و نه يك مبناى اعتقادى. فرض كنيد يك وقتى اسب اين قبيله در مرتع يكى از افراد آن قبيله چريده، او هم مثلاً گفته بالاى چشمت ابروست؛ اين هم يك جوابى داده و احياناً خونى هم بينشان ريخته شده يا نشده، اما اين دو تا قبيله ديگر تا ابد بايد با هم دشمن باشند! بنده ثابت كردم كه اختلافات آن روزِ چپ و راست در كشور ما از اين قبيل است؛ و بود. اختلافات عاطفى و اخلاقى به دسته‏بنديهاى سياسى تبديل شده بود. البته امروز آن‏طور نيست.

در بين همين مجموعه‏هايى كه همفكرند و هم جهتند، انسان مى‏بيند يك اختلافاتى هست كه باز از قبيل همان اختلافات قبيله‏اى سابق است.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:52  توسط سید صالح  | 

راهكارهاي پيشرفت

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همه‏ى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحله‏ى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنه‏ى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم، تا فناورى را به وجود آوريم يا فناورى جديدى را به وجود بياوريم يا فناورى را تكميل كنيم؛ تصحيح كنيم و انجام بدهيم؛ در زمينه‏ى آموزشهاى مديريتى از پيشرفتهاى دنيا فرا بگيريم، آن را بين خودمان بر طبق نيازها و عرف و فرهنگ خودمان تحليل و فهم كنيم و با جامعه‏مان تطبيق كنيم؛ درباره‏ى مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مى‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏هاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجه‏ى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانه‏ها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگ‏سازى شود. اين، مى‏شود پيشرفت.

راه مبارزه با گسترش اخلاق بى‏بند و بارى غربى چيست؟ راه مقابله با بى‏انضباطى اجتماعى چيست؟ همين مسئله‏ى چراغ قرمز كه يك نمونه‏ى كوچكش است. چه كار كنيم كه موتور سيكلت ما، تاكسى ما، ماشين شخصى ما، ماشين مدير كل و مسئول ما از چراغ خطر سر چهارراه عبور نكند؟ چه كار كنيم اين پياده‏ى ما وقتى كه چراغ خطر پياده‏رو قرمز است، عبور نكند؟ اينها كارهاى بسيار خوبى است، تلفات را كم مى‏كند، زندگى را راحت مى‏كند و اعصاب انسان را آرام مى‏كند.

الان كه يك مشكلى وجود دارد، اين مشكل را چگونه حل كنيم؟ اين گره را چگونه باز كنيم؟ اين كار شماست. راه مبارزه با طلاق، راه مبارزه با مواد مخدر، راه مبارزه با بى‏احترامى به بزرگترها - كه خوشبختانه اين عيب خيلى در جامعه‏ى ما وجود ندارد، اما حالا كم و بيش ممكن است يك جاهايى ديده شود - راه مبارزه با بى‏اعتنايى به مادر، بى‏اعتنايى به پدر و مبارزه با دروغگويى و كم تحملى چيست؟ چرا همديگر را تحمل نمى‏كنيم و عيب‏جويى مى‏كنيم؟ در يك محيط واحد، با يك جهتگيرى واحد، يك نقطه و خدشه‏ى كوچكى موجب مى‏شود كه اين گروه در مقابل آن گروه بايستد و آن گروه در مقابل اين گروه.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:51  توسط سید صالح  | 

اشتباهات در راه پيشرفت

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

تقليد، رايج شدن و پيشرفت تقليد، پيشرفت نيست. وابسته كردن اقتصاد، تقليدى كردن علم، ترجمه گرايى در دانشگاه؛ كه هر چه كه آن طرف مرزها، مرزهاى غربى و كشورهاى اروپايى، گفته‏اند، ما همان را ترجمه كنيم و اگر كسى حرف زد، بگويند مخالف علم حرف مى‏زند؛ پيشرفت نيست و ما اين را پيشرفت نمى‏دانيم. نه اينكه ترجمه را رد كنيم؛ من اين را بارها در مجامع دانشگاهى گفته‏ام؛ نخير، ترجمه هم خيلى خوب است؛ ياد گرفتن از ديگران خوب است؛ اما ترجمه كنيم تا بتوانيم خودمان به وجود آوريم. حرف ديگران را بفهميم تا حرف نو به ذهن خود ما برسد؛ نه اينكه هميشه پاى حرف كهنه‏ى ديگران بمانيم. يك حرفى را در زمينه‏ى مسائل اجتماعى پنجاه، شصت سال پيش فلان نويسنده يا فيلسوف يا شبه فيلسوف فرهنگى گفته، حالا آقايى بيايد در دانشگاه، دهنش را با غرور پُر كند و همان را دوباره به عنوان حرف نو براى دانشجو بيان كند! اين پيشرفت نيست؛ پسرفت است. زبان و ملى را مغشوش كردن، هويت اسلامى ملى را سلب كردن و مدل‏بازى به جاى مدل‏سازى، پيشرفت نيست. ما وابسته شدن و غربى شدن را پيشرفت نمى‏دانيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:50  توسط سید صالح  | 

اشتباهات تحول غرب

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

پيشرفت و تحولى كه در خدمت يك طبقه‏ى خاص - طبقه‏ى سرمايه‏دار - باشد، كه امروز در كشورهاى غربى اين‏طور است، مورد نظر ما نيست. ثروت اين كشورهايى كه زياد است، يعنى درآمد عمومى‏شان زياد است - به تعبير رايج، درآمد ناخالص ملى - چگونه توزيع مى‏شود؟ به هر كس چقدر و در مقابل چه مقدار كار، مى‏رسد؟ معمولاً اينها را نگفته مى‏گذارند. براى كسب معاش، زن و شوهر روز و شب كار كنند و توان نداشته باشند تا بتوانند زندگى خودشان را بگذرانند، اما در مقابل سرمايه‏داران بزرگ - راكفلرها و فوردها و آنهايى كه حالا جديداً در اين ميدان وارد شده‏اند - كوههايى از ثروت داشته باشند كه نتوانند محاسبه كنند؛ اينها مورد نظر ما نيست
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:50  توسط سید صالح  | 

خطر پيشرفت بدون اعتقادات

 رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

پيشرفت ممكن است در راههاى غلطى مصرف شود. يعنى ممكن است يك كشور از لحاظ رفتارهاى اجتماعى‏اش منضبط، مؤدب و با اخلاق باشد، ثروت و علم را هم به دست بياورد، اما در عين حال همين ثروت و علم، و همين انضباط مردمى خودش را براى نابود كردن يك ملت ديگر به كار گيرد. اين غلط است؛ اين در منطق ما درست نيست. علم خودش را به كار بگيرد براى ايجاد سلاحى مثل بمب اتم كه وقتى يك جايى فرود افتاد، ديگر با گناه و بى گناه و مسلح و بچه‏ى كوچك و شيرخوار و انسانهاى مظلوم را نگاه نمى‏كند و فرقى نمى‏گذارد و همه را نابود مى‏كند. علمى كه در اين راه به كار بيفتد و كشورى كه اين را داشته باشد و تحولى كه بخواهد به اينجا منتهى شود، مورد تأييد ما نيست و ما چنين تحولى را دوست نمى‏داريم.

 اگر شما مى‏شنويد كه در برخى از كشورهاى غربى، فرزند و پدر در يك شهر زندگى مى‏كنند، اما فرزند از پدرش سال به سال احوالى نمى‏پرسد، خانواده‏ها دور هم جمع نمى‏شوند، كودكان از عطوفتهاى پدرانه و مادرانه برخوردار نمى‏شوند، زن و شوهرها جز به موجب يك قرارداد موقت - يك قرارداد قانونى بسته شده است - كنار هم نمى‏نشينند؛ زن يك جا كار دارد، مرد يك جا كار دارد، آخرِ كارِ اين، ساعت هشت شب است، آخر كار آن، ساعت ده شب است، بعد يك قرار اين با يك دوستى دارد، او قرار با يك همكارى دارد؛ اگر اينها را شما مى‏شنويد كه در جايى هست و اگر اينها واقعيت دارد، اينها ديگر نشانه‏هاى پسرفت است. آن تحولى كه به اين چيزها بينجامد، مورد تأييد ما نيست.

پيشرفتى كه بر فردمحورى و اباحه‏ى لذاتى كه انسان به طور مطلق دوست مى‏دارد، مبتنى باشد، پيشرفت نيست. دنياى صنعتى غرب امروز بر اين پايه استوار است: اباحه‏ى لذات؛ هر لذتى كه شرطش فقط اين است كه تعدى به ديگرى نباشد. هر چيزى كه دوست مى‏دارى، مباح است؛ لذت‏جويى كن. براى همين هم است كه مى‏بينيد ديگر اين تعبيرات شرم‏آورى كه امروز وجود دارد، حتّى به سطح كليساهاى آنها هم كشيده شده است! همجنس‏بازيها و كارهاى زشتى كه اينها مى‏كنند، ارتباط و اختلاطهاى نامشروع و مستجهن جنسى كه بين اينها رايج است، يك روز مخفى بود، همين‏طور بتدريج طورى شده كه امروز يك چيز رايج شده است. دو، سه سال پيش از اين، كشيش يك كليسايى در امريكا اعلام كرد كه من حاضرم دو تا همجنس را كه مى‏خواهند با هم زندگى كنند، عقدشان را بخوانم! اين همان لذت‏گرايى است. مى‏گويد از اين خوشم مى‏آيد، پس بايد انجام بدهم. اين ممنوع و مطرود است. ما اين را پيشرفت نمى‏دانيم.

اقتدارى كه مبتنى بر ظلم به ملتهاى ديگر و به بهاى پسرفت ملتهاى ديگر باشد،

پيشرفتى كه در خدمت طبقه‏ى سرمايه‏دارها باشد، پسرفت است. پيشرفتى كه با باختن هويت مستقل ملى همراه باشد و انسان خودش را از دست بدهد، پيشرفت نيست.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:49  توسط سید صالح  | 

معنويت و پيشرفت

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

در كنار اينها(هدف هاي پيشرفتعشق به معنويت و ارتباط با خدا، مهمترين عاملى است كه پيشرفت يك ملت را به معناى واقعى خودش تضمين مى‏كند؛ اگر اين نشد، همه‏ى آنچه كه دستاوردهاى به معناى عرفى و رايج جهانِ پيشرفته محسوب مى‏شود، ممكن است در راههاى غلطى مصرف شود.

خداپرستى، عشق به معنويت، عاطفه‏ى انسانى در هر تحولى، و عواطف و محبت در انسانها بايد تقويت بشود و در اين جهت بايد راه برويم. آن تحول اجتماعى يا اقتصادى‏اى كه انسانها را نسبت به هم بى‏تفاوت و بى‏محبت مى‏كند، ممدوح نيست؛ مذموم است

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:48  توسط سید صالح  | 

هدف پيشرفت

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

آنچه كه ما در تحول، تحولى كه با پيشرفت همراه است، مورد نظرمان است - كه جا دارد كه اين جزو آرمانهاى ما باشد - مبارزه‏ى با فقر، مبارزه‏ى با تبعيض، مبارزه‏ى با بيمارى، مبارزه‏ى با جهل، مبارزه‏ى با ناامنى، مبارزه‏ى با بى‏قانونى، مديريتها را به سطح علمى‏تر ارتقاء دادن، رفتار شهروندان را به سطوح منضبط ارتقاء دادن و انضباط اجتماعى، رشد امنيت، رشد ثروت ملى، رشد علم، رشد اقتدار ملى، رشد اخلاق و رشد عزت ملى است؛ همه‏ى اينها در اين تحول و پيشرفت، به معناى صحيح دخالت دارند و ما اينها را پايه‏هاى اصلى مى‏دانيم.

ما تحولى مى‏خواهيم كه بين پدرها، مادرها، خانواده‏ها، فرزندان، دوستان و همسايگان الفت و محبت بيشتر به وجود آورد؛ تا چهل خانه آن طرفتر را شما همسايه‏ى خود بدانيد؛ اين خوب است. محيط، محيط تراحم و تعاطف باشد؛ همه‏ى افراد جامعه نسبت به همديگر احساس مسئوليت كنند: «كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته»؛ همه‏ى شما راعى هستيد؛ يعنى رعايت كننده. همه‏ى شما مسئول از رعيت‏تان هستيد؛ يعنى آن كسى كه مورد رعايت شما بايد قرار بگيرد. آن تحولى كه در پيوندها و نظامات اجتماعى به يك چنين حقايقى منتهى بشود، آن پيشرفت است؛ پيشرفت مورد نظر اسلام و جمهورى اسلامى، اين است
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:47  توسط سید صالح  | 

بمبست پيشرفت

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

اگر يك كشورى همه‏ى اينها ( رشد اقتصادي ، علمي ، صنعتي) را داشت، اما از لحاظ ملى، يك كشور بى‏هويتى بود، فرهنگش وابسته‏ى به ديگران بود، از گذشته و تاريخ خود هيچ بهره‏اى نداشت و نبرده بود، يا اگر گذشته‏اى داشت، آن گذشته را از چشمش دور نگه داشتند يا آن را در نظرش تحقير كردند، اين كشور مطلقاً پيشرفت نخواهد كرد؛ زيرا هويت ملى، اساس هر پيشرفتى است.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:46  توسط سید صالح  | 

تحول ( پيشرفت) صحيح

 رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

 اساس تحول بايد بر «ملاحظه‏ى عناصر اصلى هويت ملى» قرار داده شود، كه آرمانهاى اساسى و اصولى مهمترين آنهاست. من اين را عرض مى‏كنم كه صنعتى شدن، فرا صنعتى شدن، پيشرفت علمى، پيشرفت خدماتى و پيشرفتهاى بهداشتى و درمانى، باشد؛ اما اساس اينها بايد حفظ هويت ملى باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:45  توسط سید صالح  | 

خطر شاخص هاي غربي براي پيشرفت

رهبرعزيزمان در جمع دانشجويان استان سمنان فرمودند

 توجه داشته باشيد اين شاخصها را وقتى كه به ما تحويل مى‏دهند - به ما كه تشكيل‏دهنده‏ى اين شاخصها نيستيم - در لابه‏لاى آن، چيزهايى است كه ديگر آنها جزو شاخصهاى پيشرفت و توسعه نيست؛ چيزهايى را به ميان مى‏آورند كه اين صادر كردن فرهنگ مخالف با هويت و شخصيت ملى و ميل براى وابسته كردن كشورهاست. آن كسانى كه اين شاخصها را تهيه و ارائه مى‏كنند، اگر غالباً چه دانشمندانند، اما بسيارى از آنان آدمهاى مستقلى نيستند؛ يعنى همان شبكه و همان ناتوى فرهنگى در مجموعه‏ى خود، بسيارى از اين دانشمندان، متفكران، هنرمندان، ادبا و امثال اينها را هم دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:44  توسط سید صالح  | 

پيشرفت چيست؟

رهبر عزیزمان در جمع دانشجویان استان سمنان فرمودند

حالا مى‏خواهيم مشخص كنيم كه پيشرفت چيست؟ تعريفهايى براى پيشرفت و كشور پيشرفته در دنيا معمول است؛ ما اغلب اينها را قبول داريم و رد نمى‏كنيم؛ مثلاً صنعتى شدن و فرا صنعتى شدن كشور؛ اينها دليل پيشرفت است. خودكفايى؛ كشور در مسائل حياتى و اساسى بايد خودكفا باشد. نه اينكه از ديگران بكلى بى‏نياز باشد، نه؛ اما اگر به كسى يا كشورى، در چيزى احتياج دارد، طورى روابطش را تنظيم كند كه اگر خواست آن را به دست آورد، دچار مشكل نشود؛ او هم چيزى داشته باشد كه مورد نياز آن كشور است؛ خودكفايى يعنى اين. وفور توليدات، وفور صادرات، افزايش بهره‏ورى، ارتقاء سطح سواد، ارتقاء سطح معلومات عمومى مردم، ارتقاء خدمات شهروندى، خدمت دادن به شهروندان، رشد نرخ عمر متوسط - به قول تعبيرات اخير، اميد به زندگى - اينها جزو نشانه‏هاى پيشرفت است و درست است. كاهش مرگ و مير كودكان، ريشه‏كنى بيماريهاى گوناگون در كشور، رشد ارتباطات و امثال اينها، شاخصهايى است كه در دنيا براى يك كشور پيشرفته ذكر مى‏كنند و ما اين شاخصها را رد نمى‏كنيم و قبول داريم.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:43  توسط سید صالح  | 

تعيين الگوي پيشرفت

رهبر عزیزمان در جمع دانشجویان سمنان فرمودند

تعيين الگوى پيشرفت» هم لازم است. الگوى پيشرفت چيست؟ ما بايد اين را مشخص كنيم. اگر اين را مشخص كنيم، آن وقت در برنامه‏ريزيها، اولويتها، تقدمها، برنامه‏ها، زمان‏بنديها، و سرمايه‏گذاريهاى ما اثر مى‏گذارد؛ به دنبال خود فرهنگ سازى مى‏آورد؛ در گفتگوى نخبگان خودش را نشان مى‏دهد و به ذهنيت عامه‏ى مردم سرريز مى‏شود؛ حتّى در صادرات و واردات كشور اثر مى‏گذارد؛ چه چيزى را از كجا وارد كنيم؟ چه چيزى را به كجا صادر كنيم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:42  توسط سید صالح  | 

مثل مبارزان تهاجم فرهنگي

من كه با چشم خودم كأنّه دارم تهاجم فرهنگى را مى‏بينم، مى‏توانستم موارد را نشان بدهم. در چندين سخنرانى نشان هم دادم؛ اما بعضيها شروع كردند به انكار تهاجم فرهنگى! و گفتند: نه آقا، چنين چيزى وجود ندارد! بنده به ياد بنى‏صدر افتادم. در اول جنگ تحميلى عراق، دلسوزهاى محلى مى‏آمدند و مى‏گفتند عراقيها به خاك ما حمله كردند؛ به مرز ما نفوذ و تجاوز كردند. ما به بنى صدر مى‏گفتيم: رئيس جمهور! شما چه خبر داريد؟ مى‏گويند عراقيها حمله كردند؛ مى‏گفت دروغ مى‏گويند؛ اين سپاه براى اينكه خودش امكانات دست و پا كند، اين حرفها را مى‏زند! آنها را متهم مى‏كردند. بعد هم به دهلران رفت - كه هنوز آن وقت دهلران را نگرفته بودند - ايستاد و مصاحبه كرد؛ گفت: من الان در دهلرانم؛ مى‏گويند عراقيها آمده‏اند؛ عراقيها كجايند؟! از دهلران بيرون آمد و دو ساعت بعد دهلران به وسيله‏ى عراقيها تصرف شد. نمى‏شود كه واقعيات را با چشم روى هم گذاشتن انكار كرد.

پادشاهِ معاصر حافظ، شاه شيخ ابواسحاق - كه البته شاه بود، اما شيخ نبود؛ اسمش شيخ ابواسحاق است - يك جوان خوشگذرانِ خوش قيافه بود كه از شعرهاى حافظ فهميده مى‏شود كه به او خيلى علاقه داشته، وقتى امير مبارزالدين آمده بود اطراف بيابانهاى شيراز اردو زده بود و داشت خودش را آماده‏ى حمله‏ى به شيراز مى‏كرد، اين حاكم بدبختِ شيراز كه غرقِ در عيش و نوش خودش بود، خبر نداشت، وزيرش هم جرئت نمى‏كرد به او چيزى بگويد. اگر چيزى مى‏گفتند، مى‏گفت شماها بيخود مى‏گوييد. وزيرش يك روز تدبيرى انديشيد و مثلاً گفت: جناب اعلى حضرت مايل نيستيد كه در اين فصل بهار، بالاى پشت بام برويم و اين بيابان را نگاهى بكنيم و از اين سبزه‏ى بيابان استفاده‏اى بكنيم؟ آن هم كه چنين آدمى بود، گفت: چرا؛ برويم. بالاى پشت بام قصر رفت، نگاه كرد و ديد در بيابان اردو زده‏اند. گفت: اينها چيست؟ گفت: اردوى مبارزالدين كرمانى است؛ آمده پدر شما و همه‏ى دربارتان را در بياورد. به اين بهانه و تدبير، وجود دشمن را به او نشان داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 23:40  توسط سید صالح  |